به گزارش سراج24؛ روایت ایستادگی و دلاورمردی های ملت سرافراز ایران در مقابل دسایس و توطئه های مکرر دشمنان اسلام و انقلاب زبانزد آزادی خواهان و آزاداندیشان دنیاست و این دلدادگی و مقاومت پای آرمان ها همواره نام ایران را بر بلندای تاریخ جای داده و بسی مایه فخر و مباهات بوده ، هست و خواهد بود تا عبرت و الگویی برای آیندگان این مرز و بوم شود.
عذرا رشیدنژاد شاعره فرهیخته ، سروده ای در وصف سرو قامتان و دلاورمردان ایرانی و روایت ایستادگی آنان مقابل دشمن دارد که خواندنش خالی از لطف نیست.
متن سروده به این شرح است:
دخترانمان خواهند سرود
تاریخِ زیستنِ ما را
که ما قافیه را نباختیم
ما قافیه را ساختیم:
ما برای "درد"،
"مَرد" میسازیم
و روانهی میدان میکنیم
و برای "باروت"،
که بویش از خطوط تروثِ اهریمن میپیچد
میلیونها "تابوت"
روانه کردیم
امید که کم نیاید
دخترانمان خواهند سرود
ما ایرانوطنها
شاعر، زاده شدیم
ما قافیه را خوب میدانیم
ما قافیه را نمیبازیم
میسازیم
برای "خون"
"جنون" میآفرینیم
که از پسکوچههای حیفا
تا خیابانهای مینیاپولیس
رقص خاکسترِ استخوان باشد
برای سرخپوستهای دلمُردهی بیگانه در وطن،
بلیط پست خواهیم کرد
تا معرکه را به تماشا بنشینند
و برای زلنسکیِ زبونمانده و اوکراینیهای دلشکسته
و برای کوباییها، ونزوئلاییها، گرینلندیها
که کینهشان بوی نفت گرفته
و نیز برای روحِ خشمگین "رنه نیکول گود"
که او هم شاعر بود
دخترانمان خواهند سرود
تاریخِ ایستادن ما را
از میرزا تقیخانِ شهید
تا کودتای مصدقِ نگونبخت
از مشروطهای که مسروقه شد
تا انقلاب خمینی کبیر
و آه! یادم آمد!
"انقلاب" که بهار مستضعفان است
همیشه قافیهی خوبیست
برای "منجلاب" فرعونیان...
ما آفرینندهی قافیههاییم
چه کسی بهتر از ما میداند؟
این بار قلدرها پا روی گاز بگذارند
اهرم "هرمز" را خواهیم کشید
تا همقافیهی رویای "ترمز"ی باشد
که به گورهای دستهجمعیشان خواهند برد
آنگاه ما و مادران شهیدانمان
ما و زنان فیلسوف و دانشمند و متفکرمان
ما و دخترکان غزه
ما و زنان آزادهی جهان
در دامانمان نرگس میکاریم
و آنگاه در خاک ایالات غیرمتحده
با واژههای همقافیه
سمفونی مردگان خواهیم نواخت
و شاهدان؟
مردگانِ از گوربرخاستهی هیروشیما و ناکازاکی با صورتهای سوخته،
مردگان قطععضوشدهی ویتنام،
مردگان قتلعامشدهی سربرنیتسای بوسنی،
از گوربرخاستگان زخمبرتنِ ابوغریب عراق،
زنان و مردان بیسرِ سوری،
مردگان موپریشانِ از زیر آوار درآمدهی افغانستان،
جسدهای برخاسته از گور دستهجمعی پاناماسیتی،
تنسوختههای خردلپوش ایران،
و کودکان به خونغلتیدهی عروسکبهدستِ فلسطین
عجب نمایشی!
ما روی سن خواهیم ایستاد
و قافیهی "ستاره"های خونین پرچم یانکیها را
با "خمپاره" جابجا میکنیم
و لاشهی "اسرائیل" را
تحویل حضرت "عزرائیل" میدهیم
تا بر بلندیهای جولان
به یاد ۷۱هزار شهید غزه
و ۱۰۶۲، و ۲۴۲۷ شهید میهنمان
از جمجمههای بزدلان صهیون
موزهی عبرت بسازند
آنگاه دنیا شاعر خواهد شد
و دخترانمان،
سرود زندگی میخوانند
درختان زیتون جوانه خواهند زد
و "روزگار"، همقافیهی "بهار" خواهد شد
ما شاعران مهر بودیم
خودتان خواستید
ایراندختهامان حماسه بسرایند:
به دریا نهنگ و به خشکی پلنگ
ورا کس ندیدی گریزان ز جنگ
اینها آواز دختران ماست
و وای به حالتان
اگر پسرانمان، پا به میدان بگذارند...
نیمهشب نهم بهمنماه ۱۴۰۴خورشیدی
عذرا رشیدنژاد



